خداوندا
خدایا ! مرا از دوستانم محافظت بفرما . چون می دانم چگونه خویشتن را در مقابل دشمنانم حفظ کنم !
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16:56 توسط احمدرضا عرفانی
|
...........شايد اينها، نه غرور و عجب و كبر را ميشناسند و نه پس از معرفت، برجهل خود اعتراف ميكنند.
غرور اين است كه مفتون نفسها بشوي و آنها را معيار كرامت بگيري.
عجب اين است كه نسبت نعمتها را از ولي نعمت ببري و به خودت پيوندبزني.
و كبر اين است كه در برابر حق معلومي تسليم نشوي و زير بار نروي.
آيا من نعمتها را ملاك افتخار ميدانم تا مغرور باشم؟
و آيا من نعمتها را از خدا نميدانم و خودم را ميبينم تا خودبين باشم؟
و آيا من در برابر آنچه كه فهميدهام تسليم نيستم و سر كشم تا متكبرباشم؟
علامت غرور من اين است كه به وزوزها گوش نميدهم و حريم آقايان رانميگيرم و نازشان را نميخرم، ولي اين غرور نيست، آزادي است.