می خواهم عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره
سرراه بهشت من درخت سیب می کاره
می خواهم عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره
سرراه بهشت من درخت سیب می کاره
نه آنچه دانم دارم
نه آنچه دارم دانم
------
خیلی چیز ها میخواستم بنویسم ولی ترسیدم که باز محکوم به.......
براي عشق تمنا كن ولي خار مشو.
براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست مده .
براي عشق اشک بریز جایی که کسی نبیند.
براي عشق مانند شمع بسوز ولي مگذار پروانه ببيند.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان مشكن .
براي عشق جان خودت را از دست بده ولي جان كسي را نگير .
براي عشق وصال كن ولي فرار مكن .
براي عشق خودت باش ولي خوب باش.
زیاد مایل به دیدنش نبودم
قول داده بودم دگر به هیچ لیلایی دل نبندم!!!!!
قرار گذاشت!!!!
رفتم!!!
دیدمش، سخن گفت و گفتم!!!!!
ساعتی گذشت ! پیامکی زدم،،،،،،،،،،،
جواب داد،،،،،، از نوع پیامک زدنش معلوم بود که سر و گوشش میجنبد!
تمام پیامک هایش پر شده بود از نکات تحریک امیز!!!!!
به چهره اش نمیخورد که اینگونه دختری باشد،
مگر می توان از رو چهره
نسبت به یکدگر شناخت پیدا کرد!!!!
ای کاش میشد!
نمیدانم این چه رسمی است که به هرکس سلام میکنم دوست دارد جزو
فامیلم شود!!!!!!